تبليغاتX
دوکـــبوتر عاشـــــق
دوکـــبوتر عاشـــــق

عشق،دل را دل ميكند وگرنه دل نيست!همان آب و گل است

یک شبی مجنون نمازش راشکست

بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود

فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد برلب درگاه او

پر زلیلا شد دل پر آه او

گفت یارب از چه خوارم کرده ای

بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای

وندر این بازی شکستم داده ای

نیشتر عشقش به جانم می زنی

دردم از لیلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق، دل خونم مکن

من که مجنونم تو مجنونم مکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم

این تو و لیلای تو ... من نیستم

گفت: ای دیوانه لیلایت منم

در رگ پیدا و پنهانت منم

سال ها با جور لیلا ساختی

من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم

صد قمار عشق یک جا باختم

کردمت آوارهء صحرا نشد

گفتم عاقل می شوی اما نشد

نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 12:8 توسط حســن و زهـــره| |
دنيا دوباره نو شده با رقص زيباي بهار..

گلايه هاي كهنه رو از اين به بعد بزار كنار...

الهي كه سال جديد سال خوشي باشه برات..

الهي امسال برسي به همهء آرزوهات

                        انشــــــــــــــــــاللــــــــــه

نوشته شده در سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 23:49 توسط حســن و زهـــره| |