تبليغاتX
دوکـــبوتر عاشـــــق
دوکـــبوتر عاشـــــق

عشق،دل را دل ميكند وگرنه دل نيست!همان آب و گل است

سيجي رزمنده در شهريور 60 ، علي اصغر محمودنيا معلم اسدآبادي در بيمارستان پادگان ابوذر جبهه سرپل ذهاب دلباخته يكي از پرستاران – پروانه شماعي زاده – مي شود . قرار و مدار ازدواج گذاشته مي شود و پروانه و علي اصغر قرار است بعد از عمليات آتي به قم برگردند و پروانه به حوزه علميه برود . علي اصغر به معلمي ادامه دهد . عمليات 11 شهريور – رجايي و باهنر- در سرپل ذهاب انجام مي شود . علي اصغر و 12 تن از دوستانش مفقودالاثر مي‌شوند . پروانه منتظر جنازه و يا خبر اسارت علي اصغر مي شود . در يادداشت هاي شخصي اش نوشته كه در خواب شهيد رجايي به او گفته علي اصغر پيش ماست و باغي خرم را به او نشان مي‌دهد.
11 ماه بعد دشمن از ارتفاعات سرپل ذهاب عقب نشيني مي كند و پيكر پاك علي اصغر محمودنيا و دوستانش به دست مي‌آيد. پروانه پيكر علي اصغر را در روي ارتفاعات قراويز سرپل ذهاب شناسايي مي‌كند. به درخواست پروانه پيكر علي اصغر در كرمانشاه دفن مي شود.
... پروانه هم در 18 اسفند 66 در بمباران هوايي شهر كرمانشاه به شهادت مي رسد .
نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 19:28 توسط حســن و زهـــره|

شما از من پلی ساختید به قشنگی ِ یه آواز

پلی از تنها نشستن تا صدای زخمه ی ساز

شما چلچراغ عشقید روی شونه ی کبوتر

شما آشیون عاشق، شما حسّ ِ خوب پرواز

 

شما مثل این ترانه چه متین و مهربونید

شما حتـّی توی پاییز نوگلی ناز و جوونید

شما سر کتاب مهرید توی دفتر دل من

من اگر زمینی هستم شما قلب ِ آسمونید

 

     با شما صدای من جون می گیره دوباره باز

    بی شما صدای من خارج ِ از عالم ِ ساز

    با شما هر قفسه مثل یه دنیا عزیز ِ

    بی شما حتـّی پرنده نداره توان پرواز

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 13:52 توسط حســن و زهـــره| |