تبليغاتX
دوکـــبوتر عاشـــــق
دوکـــبوتر عاشـــــق

عشق،دل را دل ميكند وگرنه دل نيست!همان آب و گل است

1.jpg

عشق برای عاشقان مقدس است چون نزدیک ترین ارتباط روحی بین عاشق ومعشوق   است احساس این  ارتباط   چنان ملکوتی  در روح آدم بوجود می آورد که فقط اندک  عاشقان واقعی می توانند به آن دست یابند آدم وقتی عاشق می شود دیگر هر گز  راحت نیست چون دلتنگی نسبت به معشوق آنقدر زیاد است که جریان خون را با مشکل مواجه می سازد  نفس کشیدن را دشوار می کند به همین خاطر  در میان  هر3نفس باید یک آه عمیق بکشی  تااینکه اکسیژن مورد نیاز خون را بدست آوری   تادوبار بتوانی به آن فکر کنی ودوباره دلتنگ شوی واین از احساس متقابل دو   عاشق نسبت به همدیگر است عاشق دیر به خواب می رود تا بیشتر به عشق   فکر کند وهنگام بیدار شدن قبل از آنکه  چشمش را باز بکند قلبش را برای روح معشوق باز می کند عاشقان شبها به آسمان وستارگانش نگاه می کنند واین نشانه  اخلاص عشق وشکر گذاری به درگاه خالق محبت  وعشق است - وحتی بعضی ازشبها  مخصوصا وقتی  که قرص ماه کامل باشد تا صبح بیدار می ماند واین کار هر کسی نیست غیر از.....   در هر طپش قلب عشق به معشوق رادر خون جاری می سازد تااورا در تمام رگهای  بدن حس نماید واین یعنی یکی بودن . روح عاشقان همیشه با همدیگر   در ارتباط است و مدام باهم حرف می زنند. عشق در روح انسان است وفنا پذیر   نیست وحتی  مرگ انسان آزادی روح وگسترش عشق وپیوستن به روح مطلق   پاکیهاست که از آن بوجود آمده ایم

mehrdad77.jpg

نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 12:41 توسط حســن و زهـــره|

دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد. نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید. بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند. مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش میرفت و از درد چشم مینالید. موعد عروسی فرا رسید. زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود. مردم میگفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد. 20 سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود. همه تعجب کردند. مرد گفت:
من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 20:55 توسط حســن و زهـــره| |

8y6cg7.jpg

نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 0:58 توسط حســن و زهـــره| |

شیرین من تلخی نکن با عاشق

تموم میشن گم میشن این دقائق

دنیای مال من و تو این نیست

رو کوه دیگه فرهاد کوه کنی نیست

یه روزی میاد که نمی دونیم چی هستیم

یار کی بودیمو عشق کی بودیمو چی هستیم

شیرین شیرینم واسه تو شدم یه فرهاد

شیرین شیرینم ندی زندگیمو بر باد

من نمی گم فرهاد کوه کنم من

تیشه به کوهان که نمی زنم من

فرهاد عاشقم قلم تیشمه

از تو نوشتن همه اندیشمه

............................................

من نمی گم فرهاد کوه کنم من

تیشه به کوهان که نمی زنم من

عاشق تو بی تو به کوه نمی ره

وقتی نباشی تو، خودش میمیره

 

شریک دفتر تنهایی من شو

نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 15:20 توسط حســن و زهـــره|