عشق،دل را دل ميكند وگرنه دل نيست!همان آب و گل است
عشق من تو بمون تا هميشه دل من ديگه جدا از تو نميشه تنهايي شده يارم تا هميشه وقتي بارونيه چشمات وقتي غمگين ميشه دنيات دلم از غصه ميگيره من گرفتار نگاتم غم نخور كه من باهاتم يادمه اون همه خوبيت اون وفا و مهربونيت تو و حرفاي قشنگت اون دل پاك و يه رنگت دادي اميد به وجودم من تا آخــــر پا به پاتم من اسير گريه هاتم همنفس به من نگا كن همه درداتو رها كن باور نكن تنهايي ات را من در تو پنهانم تو در من از من به من نزديكتر تو از تو به تو نزديكتر من باور نكن تنهايي ات را تا يك دل و يك درد داري تا در عبور از كوچه ي عشق بر دوش هم سر مي گذاريم دل تاب تنهايي ندارد باور نكن تنهايي ات را هر جاي اين دنيا كه باشي من با توام تنهاي تنها من با توام هر جا كه هستي حتي اگر با هم نباشيم حتي اگر يك لحظه ، يك روز با هم در اين عالم نباشيم اين خانه را بگذار و بگذر با من بيا تا كعبه ي دل باور نكن تنهايي ات را من با توام منزل به منزل
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت
21:57 توسط حســن و زهـــره|
نوشته شده در شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت
22:18 توسط حســن و زهـــره| |


