عشق،دل را دل ميكند وگرنه دل نيست!همان آب و گل است
مي خواهم برايت بهترين دوستي باشم كه تاكنون داشته اي. مي خواهم كه گوش جان به سخنانت بسپارم؛ حتي اگر در مشكلات غرقه شده باشم، آن گونه كه هيچ كس تاكنون چنين نكرده. مي خواهم تا هر زمان كه مرا طلبيدي در كنارت باشم، نه اكنون،بلكه هر زمان كه خودت مي خواهي. مي خواهم رفيق شفيقت باشم،مي خواهم تو را به اوج برسانم خواه توانش را داشته باشم،خواه از انجام آن ناتوان باشم. مي خواهم به گونه اي با تو رفتار كنم كه گويي اولين روز ميلاد توست نه آن روز خاص،كه تمام روزهاي سال. به حرف هايت گوش خواهم داد. نصيحتت مي كنم. هم بازي ات مي شوم. گاهي اوقات مي گذارم بنده شوي. در كنارت مي مانم. در آن زمان كه آهنگ نبرد كني، و در كشاكش مبارزه با زندگي برايت دعا مي كنم. مي خواهم برايت بهترين دوستي باشم كه تاكنون داشته اي. امروز،فردا و فرداهاي ديگر تا آخرين لحظه ي حياتم مي پرسي چرا؟! زيرا تو نيز برايم بهترين دوستي هستي كه تاكنون داشته ام!
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت
20:35 توسط حســن و زهـــره| |


