تبليغاتX
دوکـــبوتر عاشـــــق
دوکـــبوتر عاشـــــق

عشق،دل را دل ميكند وگرنه دل نيست!همان آب و گل است

عزیزم چهار سال هست که من توانستم مزه زندگی کردن را بچشم چهار سال هست متولد شده ام و زندگی ام دگرگون شد. زهره، عزیزم می دانم که می دانی چقدر دوستت دارم و نمی دانم چگونه این همه لطف و خوبی های تو ،عزیزم را جبران کنم گلم من هر چه دارم مال توست و به خاطر بخشیدن زندگی پر از مهر به من بسیار ممنون و سپاسگذارم نمی دانم چطور ازت تشکر کنم باور کن زبانم قادر نیست و توان جبران ندارم عزیزم من همیشه خداوندبزرگ را سپاس میگویم به خاطر لطف بزرگی که در حق من کرد و اجازه زندگی دوباره راداد مهربونم این جمله تکراری شده که بگوییم دوستت دارم اما اینک می خواهم تو از راه دور این جمله را احساس کنی

                                               

        روزت مبارک عــــــــــــزیـــــــــــــرم

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 12:25 توسط حســن و زهـــره| |

اگر روزی فرا رسد

که زمین و آسمان به هم دوخته شود

و کوه‌ها چون رودی روان گردند

و یا چون غباری شوند و در آسمان پراکنده شود

اگر زمانی فرا رسد

که رشته های محبت یک سره از هم گسیخته شود

عاشقان معشوق‌های خویش را به فراموش سپارند

دریاها صدف‌هایش را در کام امواج خود خرد کند

مرغکان عاشق دیگر  چکامه‌های عشق و محبت نخوانند

پروانه‌ها گرد شمع نگردند

و هیچ باغ طراوت و زیبایی را در چهره گلی نسراید

من هرگز عشق تو را از دست نخواهم داد

و یاد تو را فراموش نخواهم کرد

نوشته شده در جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 23:23 توسط حســن و زهـــره|

من درد تو را ز دست آسان ندهم

دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم

از دوست به یادگار دردی دارم

کان درد به صد هزار درمان ندهم

نوشته شده در جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 23:1 توسط حســن و زهـــره| |
 
حیف روزایی که بی تو به سر شد٬           حیف شبهایی که بی من سحر شد

   تو بی من تنها من از تو تنهاتر٬           حیف این عمری که تنها هدر شد

من سردم٬ تو سردی٬ دل نیمه جونه٬                میسوزه و میسازه درب و داغونه

می لرزه حتی با چیک چیک اشکام٬                    مثل گنجشکی که زیر بارونه

      لبهامون لبخند عشقو کم داره٬            دلگیرن روزامون لحظه غم باره

    دستاتو نذرم کن خیلی محتاجم٬                   پاییزم می ریزم رو به تاراجم

   من ابرم تو بارون این قصه خیسه٬                  خورشیدو برگردون اینجا قدیسه

              اعجاز بارونو باور کن وقتی٬               می خواد این احساسو از نو بنویسه

من ابرم تو بارون این لحظه نابه٬               این لحظه مخصوص ماه و مهتابه

بیدارم یا اینکه می بینم خوابه ٬                       کی نیلوفر سهم قلب مردابه

     اینجا قلب آدمها بی فانوسه٬                 رویاشون رویا نیست عینه کابوسه

اینجا چشمامون تو گریه می پوسه٬                 من جایی می خوام با تو قد بوسه

ما دستامون با هم دنیا می سازه٬                   بی سقف و بی دیوار و بی دروازه

ما با هم هستیم و با هم می میریم٬               بپر با من بپر وقت پروازه

 

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 16:11 توسط حســن و زهـــره| |

یک شبی مجنون نمازش راشکست

بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود

فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد برلب درگاه او

پر زلیلا شد دل پر آه او

گفت یارب از چه خوارم کرده ای

بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای

وندر این بازی شکستم داده ای

نیشتر عشقش به جانم می زنی

دردم از لیلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق، دل خونم مکن

من که مجنونم تو مجنونم مکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم

این تو و لیلای تو ... من نیستم

گفت: ای دیوانه لیلایت منم

در رگ پیدا و پنهانت منم

سال ها با جور لیلا ساختی

من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم

صد قمار عشق یک جا باختم

کردمت آوارهء صحرا نشد

گفتم عاقل می شوی اما نشد

نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 12:8 توسط حســن و زهـــره| |
دنيا دوباره نو شده با رقص زيباي بهار..

گلايه هاي كهنه رو از اين به بعد بزار كنار...

الهي كه سال جديد سال خوشي باشه برات..

الهي امسال برسي به همهء آرزوهات

                        انشــــــــــــــــــاللــــــــــه

نوشته شده در سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 23:49 توسط حســن و زهـــره| |

chem20love.jpgتو واسه من عزيز تر از آني كه از تو دل گير بشم

من، محاله از تو سير بشم

كي ميتونه جاي تو رو تو قلب من بگيره

اينو بدون طفلي دلم به عشق تو اسيره

كي ميتونه جاي تو رو تو قلب من بگيره

اينو بدون عاشق تو داره واست ميميره

حسن دوستت دارم    دوستدار تو زهره

من ، محاله از تو سير بشم

توي اوج بي كسي هام دل واپسي هام ياوري از غيب رسيد به فرياد

شكر خدائي كه تو رو به من داد

توي دشت بي پناهي بي تكيه گاهي  ياوري از غيب رسيد به فرياد

شكر خدائي كه تو رو به من داد

اشتياق زندگاني با تو در من زنده شد

باغ ويران دلم از عطر گل آكنده شد

خسته از بي حاصلي عمر بودم آمدي

حاصل بي ارزش من لايق و ارزنده

من، محاله از تو سير بشم

كي ميتونه جاي تو رو تو قلب من بگيره

اينو بدون طفلي دلم به عشق تو اسيره

كي ميتونه جاي تو رو تو قلب من بگيره

اينو بدون عاشق تو داره واست ميميره

حسن دوستت دارم    دوستدار تو زهرهi_love_you_mug_image-722526.jpg

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 0:50 توسط حســن و زهـــره| |